شمس الدين حافظ

267

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

183 - « مهرويان » دلم جز مهر مهرويان ، طريقى برنمىگيرد * ز هر در مىدهم پندش ، و ليكن درنمىگيرد خدا را اى نصيحتگو ، حديث از خطّ ساقى گو * كه نقشى در خيال ما ، ازين خوش‌تر نمىگيرد صُراحى مىكشم پنهان و مَردم دفتر انگارند * عجب گر آتش اين زَرق ، در دفتر نمىگيرد من اين دلق مرقع را بخواهم سوختن روزى * كه پيرِ مِىفروشانش ، به جامى برنمىگيرد از آن روى است ياران را صفاها با مى لعلت * كه غير از راستى نقشى ، درين جوهر نمىگيرد نصيحت‌گوى رندان را كه با حكمِ قضا جنگ است * دلش بس تنگ مىبينم ، مگر ساغر نمىگيرد ميان گريه مىخندم كه چون شمع اندرين مجلس * زبان آتشينم هست ، ليكن درنمىگيرد من آن آيينه را روزى به دست آرم سكندروار * اگر مىگيرد اين آتش زمانى ، ورنمىگيرد چه خوش صيدِ دلم كردى بنازم چشم مستت را * كه كس مرغان وحشى را ازين خوش‌تر نمىگيرد سخن در احتياجِ ما و استغناىِ معشوق است * چه سود افسونگرى ، اى دل چو در دلبر نمىگيرد خدا را رحمى اى منعم كه درويشِ سر كويت * درى ديگر نمىداند ، رهى ديگر نمىگيرد بدين شعرِ تر شيرين ز شاهنشه عجب دارم * كه سر تا پاىِ حافظ را چرا در زر نمىگيرد * توضيحات : نمىگيرد ( صورت نمىپذيرد ) درنمىگيرد ( تأثير نمىكند ) زرق ( ريا ) مرقع ( پاره‌پاره ، وصله‌دار ) در سر نمىگيرد ( در سر جاى نمىگيرد ، به مغزم فرونمىرود ) بنازم ( آفرين ) چشم مست ( چشم خمار ) در زر نمىگيرد ( با طلا نمىپوشاند ) حكم قضا ( سرنوشت ) استغنا ( بىنيازى ) معنى بيت ( 3 ) ( شيشه مى را پنهانى با خود مىبرم و مردم گمان مىكنند كه دفتر دعاست ولى در شگفتم كه چرا آتش رياى من در اين دفتر نمىافتد و آن را نمىسوزاند ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - اين نيت حتما قابل اجرا و عملى است به شرط آنكه اولا توكل بر خدا داشته باشى ثانيا ، علاقه و اراده همراه با سرعت عمل و دقت را مركب و وسيله‌اى براى اين راه سازى و در اين راه از مشاورى كار آزموده كمك بگيرى . 2 - خواجه در بيتهاى اول و پنجم و ششم شما را راهنمايى مىكند و مىفرمايد : ( دل من جز عشق زيبارويان راهى در پيش نمىگيرد ، از هر درى او را پند مىدهم ، بر او اثر نمىكند ) و ( دوستان با شراب قرمز پير ميخانه آيينه دل را از آن جهت روشنى و صفا مىبخشند كه مى ، تنها گوهرى است كه نقش حقيقت را مىپذيرد ) و ( اندرزگوى رندان باده‌گسار با فرمان قضا و قدر سر جنگ دارد و از اين روى از باده‌نوشى ما رنجيده‌خاطر است و خرده بر ما مىگيرد آيا او باده‌اى نمىنوشد كه دريابد كه مى خوردن ما تقدير ازلى دارد ) خود تفسير كنيد ، عين حقيقت نيت شماست . 3 - ويژگيهاى روحى جناب‌عالى عبارتند از : وفادار ، نجيب ، جذاب و دلربا ، ملاحظه‌كار ، آرام و صبور ، متين و بىآزار ، راستگو ، اصيل ، نرم و لطيف ، صلح‌جو ، عاقل و دانا ، پرهيزكار ، خون‌سرد ، قابل اعتماد ، محتاط ، مؤدب ، خوددار ، قانع ، نان‌به‌نرخ‌روزخور ، عاشق فيلم و موسيقى ، عاشق گردش و ميهمانى . 4 - مسافر برايتان خبر خوشى مىآورد ، 5 فرزند در طالع داريد كه سومى عالى خواهد بود ، در زندگى شما تحولى در شرف انجام است ، او شما را دوست دارد ولى بداخلاق است و شما خيال مىكنيد كه نامهربان مىباشد يا بىتفاوت ، درحالىكه اين عوامل بر اثر كار و مشغلهء او پيش مىآيد ، وسواس و ترديد را از خود دور كنيد و بر زندگى لبخند بزنيد كه زندگى بر وفق آرزوى شماست .